بسم الله الرحمن الرحيم
دوست و برادر آشنايمان " زد ايكس " مدير وبلاگ تعبد سخنان زیبایی را برایمان می آورد که حقیقتاً بايستى ما را به تفكر وادارد تا با " دليل و برهان " از دين و شريعت اسلام دفاع كنيم نه اينكه كوركورانه سخنان گذشتگان را تکرار کنیم!
ایشان از من پرسیدند:
"" آیا اقول گذشتگان صلاحیت آن را دارند که " ما انزل الله " محسوب شوند ؟ ""
( نقل قول از زد ايكس )
جواب من ( أمة الله ) :
نه برادر خوب و مؤمن .
" ما أنزل الله " فقط در كتاب الله است.
و قول گذشتگان يا افتخار و شاهدى بر نيكوكارى و صلاح أمت است كه در اينصورت از آن استفاده ى ادبى شده و الگوی خوبی قرار گرفته می شود.
مانند عدل و گذشت رسول الله نسبت به دشمنانش در روز فتح مکه که آنان را بمانند اهل و بقیه ی مسلمین مورد مرحمت قرار داد.
مسلماً هر سخنی که از گذشتگان بما می رسد یقینا نمی تواند 100% صحیح باشد مگر اینکه شاهد قرآنی داشته باشد.
مانند نماز مسلمین به امامت رسول الله در جنگ که قرآن آنرا ذکر کرده است و خود نشان دهنده ی چند حقیقت است:
1- نماز جماعت نبایستی هرگز رها شود حتی در حالت جنگ و سختی ، بلکه بایستی احتیاط های لازم را انجام داده بمانند اشاره ی قرآن به اینکه مسلمین دو دسته شوند یک دسته نماز بپای دارند و دیگری به پاسداری مشغول باشند و از سلاحشان غافل نشوند تا دشمن سوء استفاده نكند و بر آنان هجوم نياورد.
واذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معك ولياخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فليكونوا من ورائكم ولتات طائفه اخرى لم يصلوا فليصلوا معك ولياخذوا حذرهم واسلحتهم ود الذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم وامتعتكم فيميلون عليكم ميله واحده ولا جناح عليكم ان كان بكم اذى من مطر او كنتم مرضى ان تضعوا اسلحتكم وخذوا حذركم ان الله اعد للكافرين عذابا مهينا . النساء (آية:102):
2- امام يا رهبر مسلمين بايستى مؤمنين را به آماده بودن و هوشيارى عليه دشمن بخواند .
3- اين شهادت قرآني دليلى ست كه مسلمين به خوبى نمازخواندن رسول الله را ديده اند و اينست كه بخوبى بمانند قرآن آن را حفظ و به آيندگان رساندند.
و این شهادتی ست که اگر نماز جماعت فرض نبود اولی تر این بود که در حالت جنگ و سختی خوانده نشود! "
ایشان باز برایم نوشت:
بنابر این اگر " ما انزل الله " تنها قران است و باز هم اگر ما تنها باید از ما انزل الله حکم دین صادر کنیم پس چرا مذهبیون صدهها و یا هزاران حکم از احکام تعبدی دینشان را از احادیث و روایات استخراج کرده اند ؟ مگر حکم تنها از آن خدا نیست و مگر " ما انزل الله " تنها قران نیست به چه سبب اصحاب مذاهب احکام مهم و حیاتی دینشان را از غیر وحی خدا استخراج می کنند ؟ مگر محمد از خود می توانسته حکم دین صادر کند و خالق شریعت شود ؟ مگر احادیث و روایات منتسب به رسول الله می توانند صلاحیت آن را داشته باشند که انتقال دهنده خوبی برای " ما انزل الله " باشند ؟
به طور مثال آنها مدعی هستند که خداوند به محمد نماز را یاد داد ه تا او طریقه نماز را به ما یاد دهد و وقتی از آنها مدرک و سند برای این " ما انزل الله " می خواهیم آنها احادیث و روایات به ما نشان می دهند در صورتی که " ما انزل الله " تنها قران است !
اما آنها این " ما انزل الله " و قران دومی که نامش را سنت گذاشته اند از کجا آورده اند ؟؟ آیا احادیث و روایات منتسب به صالحین گذشته چیزی غیر از حدس و گمان است که کفار مکه هم به خیال اینکه احکام خداوند در آن جای دارد کور کورانه از آن تبعیت می کردند ؟
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلاَآبَاؤُنَا وَلاَحَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ(148/الاَنعام)
مشركين خواهند گفت كه اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان مشرك نميشديم و چيزي را حرام نميكرديم. افرادي هم كه قبل از آنها بودند همينطور منكر رسالت پيغمبران شدند تا اينكه عذاب ما را چشيدند. بگو آيا علمي پيش شما است؟ اگر هست آن را براي ما ابراز كنيد. شما فقط از گمان پيروي ميكنيد و فقط حدس ميزنيد.
(نقل قول مختصر از زد ایکس )
جواب من ( أمة الله ) :
برادر مؤمن
به خوبى متوجه ى سخنانتان هستم ولى الله تعالى اين سخن زيبا را براى ما و شما نازل فرموده است:
يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط ولا يجرمنكم شنان قوم
على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى واتقوا الله ان الله خبير بما تعملون
اى کسانى که ايمان داريد، بايد کاملا ً منصف باشيد و هنگامى که شهادت مى دهيد، خدا را در نظر داشته باشيد. مبادا اختلافى که با بعضى از مردم داريد شما را به بى عدالتى وا دارد. شما بايد کاملا ً منصف باشيد، زيرا پرهيزگارانه تر است. خدا را در نظر داشته باشيد. خدا از آنچه مى کنيد کاملا ً آگاه است.
و الله تعالی فرموده است:
فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم وويل لهم مما يكسبون . سورة 2 - آية 79
من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه .... سورة 4 - آية 46
فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسية يحرفون الكلم عن مواضعه ونسوا حظا مما ذكروا به ولا تزال تطلع على خائنة منهم الا قليلا منهم ... سورة 5 - آية 13
همانطور كه مى خوانيم يهود ( بني اسرائيل ) با دستان خود مى نوشتند و آنرا به خداوند نسبت مى دادند .
و يا اينكه كلمات و نوشته هاى خداوند ( كتاب آسمانى ) را جابجا كرده و مفهومش را عوض مى كردند.
با دقت به اين حقيقت توجه فرماييد كه اصحاب رسول الله نه تنها مورد مدح خداوند در قرآن واقع شده اند كه الله تعالى بما خبر مى دهد كه حتى در تورات و انجيل هم از آنان ( ياران محمد ) نوشتيم!
محمد رسول الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله ورضوانا سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوراة ومثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار وعد الله الذين امنوا وعملوا الصالحات منهم مغفرة واجرا عظيما
محمد_ رسول خدا_ و کسانى که با او هستند در مقابل کافران خشن و سخت گيرند، اما در بين خودشان مهربان و دلسوزند. آنها را مى بينى که به رکوع مى روند و سجده مى کنند، بطوريکه در طلب رحمت و رضايت خدا هستند. علايم آنها در چهره هايشان است، بخاطر سجده کردن. مثال و اشاره به آنان در تورات است و مثال و اشاره به آنان در انجيل هست بمانند گياهانى که بلندتر و تنومندتر از درخت اصلى رشد مى کنند و کشاورزان را خشنود مى سازند. او اينچنين کافران را خشمگين مى کند. خدا به کسانى که در ميانشان ايمان دارند و زندگى پرهيزکارانه اى را مى گذرانند عفو و پاداشى بزرگ وعده مى دهد.
كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله ولو امن اهل الكتاب لكان خيرا لهم منهم المؤمنون واكثرهم الفاسقون
سورة آل عمران - آية 110
و همچنین این امت را " قضاوت كننده و شاهد بر ملت هاى ديگر " خوانده است :
وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا ...
ما اينچنين شما را امتی معتدل ( تامیان امتها قضاوت کننده باشید ) قرار داديم، تا بر مردم شاهد باشيد و رسول بر شما شاهد باشد ...
سخن ما در باره ی " یاران رسول الله " نیست زیرا شکی بر امانت داری شان نیست بلکه سخن از کسانی ست که بعدها آمدند و دین را به دروغ عوض کرده و به یاران رسول الله نسبت دادند!
جوابم اینست :
برادر مؤمن
سخن از حفظ قرآن و رساندن آن به ما امرى ست كه لابد ما را به سوى اولين ناشران آن مى كشاند كه همان " ياران رسول الله محمد صلي الله عليه و سلم " بودند.
وأنگاه ما را بسوى فرزندان و نوه های آنان که " تابعین " بودند می کشاند.
و این دو قرن سر رشته ی این امت هستند زیرا اینان بودند که خبر از قرآن و فرستاده اش را برای مردمان نقل کردند.
و احدى بر امانت دارى شان شك نكرد و الا من و شما مى بايست جر و دعوايمان بر سر اين باشد كه " كدام سوره از قرآن است و كدام اضافه شده است " !!!
اينك به اين مسئله نزديك مى شويم كه به جز قرآن ، چه فرهنگ دیگری توسط " اولین دعوت کنندگان اسلام " به مردمان رسید.
( بله و اینجاست که شک شما و بسیاری شروع به آغاز می کند! )
اولین دعوت کنندگان اسلام ، مردمان را به خواندن قرآن در همه ی حالت " طهارت و پاکی " می خواندند و می گفتند برای اینست که این کتاب " مقدس " است و خداوند دستور داده که
و همچنین می گفتند : نماز را برای عبادت یکتا معبود عالم بپا دارید و قبل از شروع نماز
و به مردمان ياد دادند كه در حالت هاى ركوع و سجود به تسبيح و حمد خداوند باشند و عبارت تسبيح و حمدش را به مردم آموزاندند.
آنان به مردم آموزاندند كه خداوند برايشان " زكات " مال مقدر كرده كه حق فقيران است و برايشان " مقدار آنرا " هم بيان كردند.
و براي مردمان از روزه و اوقات آن سخن آوردند .
و براى مردمان از حج خانه ى خدا سخن آوردند .
و برايشان از حكومت و مردم دارى و اينكه الله و رسول الله آنانرا به عدل و قسط امر فرموده است و اينكه مردم حق دارند حاكمان خود را مورد نصيحت قرار دهند و بايستى مراقب باشند تا " حاكمان " از حكم قرآن و شيوه ى رسولش " خارج نشوند.
اینها در زمانی رخ داد که مردمان جهان حتی فاقد قانونی مشخص برای عدل و قسط بودند و شیوه ی اختیار حاکمان و حکم آنان " اموری جبری و غیر قابل دخالت " می بود.
مردم ایران بهترین مثال بودند که حکم شاهان ساسانی حتی اجازه ی سواد آموزی را منحصر به خاندان شاهی کرده بود!!
و شاهان ساسانی مالک و صاحب همه ی دارایی مردم حتی نوامیس و دخترانشان بودند !
این است که مردم بهترین مثال برای " دینداری " و " حکومت " را در مسلمین دیدند.
انتشار اسلام را به " شمشير عربها " نسبت دادن نيز ظلمى بزرگ است.
زیرا حتی رفتن مجاهدان بسوی کشورها برای نشر اسلام را " فتح و گشایش " خواندند و این در زمانی بود که حاکمان ظالم جهان ، کشورها را " اشغال " و تمامی دارایی مردمان را غارت می کردند.
و اولین کشور گشایان حکومت عمربن خطاب رضی الله عنهم جمیعا ، اولين حاكم ايراني كه
و آنان نمونه ی صلاح و عدل بودند و هر شهری که به اسلام می گرویدند از خودشان " حاکم و فرمانروا " انتخاب می شد که در زمان " عمربن عبالعزیز " آخرین استان يا شهر ایرانی به فرمانروای همان شهر سپرده شد .
هدف از این اطاله و سخن رانی برادر این است که :
اسلام چهره ی خوبش را در میان ملت ها جلوه داد و حکمی بهتر از حکم آنان مشهور نشد.
حال سؤال من اينست :
آيا آن احكامى كه توسط مسلمين به اجرا در مى آمد ، خوب بود يا بد؟
و گر " بد " است پس بایستی میزان سنجش آن بدی را هم بشناسیم یعنی به ما بگویید:
از کجا بعضی احکام " بد " وارد دین شده است؟
و از کجا فهمیدیم واقعاً آن احكام " بد " است؟!
و اينست كه بايستى يك " ميزان سنجش " براى خود داشته باشيم تا قضاوتمان بر اساس
اگر " قرآن " را میزان سنجش " خوب و بد شناسیم " پس بسیار عالیست و من با شما هستم.
ولی اگر بخواهیم " میزان سنجش خوب و بد " را از ملتهای منحرف سابق و گمراه بگیریم ، هرگز با شما نخواهم بود.
نماز برای قرب و توسل به " امام یا اولیاء " خلاف " " أقم الصلاة لذكري " بر پاداشتن نماز برای خداست .
اینست که نماز خوانی مسلمین موحد ، نمایش کامل و زيباى عبادت خداوند است.
زیرا فقط " برای الله تعالی " بپای می شود.
آیا شما می توانید با توجه به قرآن این کتاب آسمانی بما بگویید نماز موحدین خطاست؟
نماز مسلمین موحد حول " کعبه " خطاست؟
اگر خطا می شناسید برایم آیه ای از قرآن بیاورید که ثابت کند آنها غلط می خوانند و یا آیه ای در قرآن بیاورید که در آن ثابت شود امام حرم ( مسجدالحرام ) و يا امام هر مسجدى حق ندارد نماز ظهر را 4 رکعت بخواند و می بایست یک رکعت یا اصلا 10 رکعت یا هر جور دیگر بخوانديا حق ندارد سوره ى فاتحه " الحمد " را در هر ركعت تكرار كند و ...!؟
پس برادر خوب این نماز زیبای مسلمین حول کعبه شیوه ی تجلی بندگی انسانهای یکتاپرست به الله تعالی ست.
و هر ذره خاك عالم با نظمى زيبا توسط خالقش نمايش مى شود .
اينست كه نماز مسلمين زيبايى اش نشاندهنده ى وجود " معلمى معصوم " است .
و اين نوع ارتباط " بنده و معبود " مورد اختلاف مسلمين نيست كه اوقات مشخصى دارد كه همان 5 اوقاتش است.
و احكام و ضرورتهايى نيز در اوقات مرض و سفر بما آموزانده شده كه لطف خداوند و رحمت او را به ما مى آموزاند و آن اينكه :
لا يكلف الله نفساً الا وسعها ...
خداوند كسى را بيشتر از تحمل و طاقتش به تكليف وانداشته است.


