| درج تبليغات | X | |
![]() |
![]() |
|
| بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك |
|
الحمدلله .... خداوند در ابتداى جزء اول قرآن به ما تذكرى واضح فرموده است: ذلك الكتاب لا ريب فيه ، هدى للمتقين. اين همان كتبى ست كه درميان شماست ! قرآن . شك و انحراف و لغو در آن نيست . مطمئن باشيد بهمين صورت خواهد بود تا قيام قيامت! و براى هدايت كافيست. اگر این کتاب برای هدایت کافی نبود ، حفظ آن از گزند تحریف بی اهمیت جلوه می داد. هدایت چه کسانی را تضمین ساخته است؟ متقین ... کسانی که در تمامی لحظه های زندگ شان خدا را در نظر دارند و یقین دارند خدا از آنان غافل نیست. پس این هدایت فقط شامل این گونه افراد است. و همینها هستند که مورد لطف خدا واقع شدند و خداوند سبحان با وصفی زیبا حال آنان را بیان می دارد: الذين يؤمنون بالغيب ... همين ها هستند كه ايمان دارند به اينكه اين كتاب از سوى ديگر نازل شده است! از عالمی دیگر ! از سوی کسی که همتا نداشته و ندارد . از سوی کسی که با حواس طبیعی شناخته نمی شود بلکه با درک آثار او قابل شناخت است. این است اعتقاد به " الغیب " . متأسفانه مسلمین در امور اعتقادی خودشان هزاران خرافات را به غیب نسبت می دهند و آنگاه با افتخار می گویند: ما به غیب ایمان داریم! و خیال می کنند هر امر ناشناخته و عجیب و غریبی بایستی قبول شود زیرا " غیبی " ست! اين نوع غيبيات در همه ى اديان ديده مى شود !! بارها شنیده و دیده ایم که مسلمین از اثر حسد بر انسانها قصه ها نقل می کنند! فلان زن زیبا توسط زن همسایه ، نظر خورد و نتوانست با شوهرش بسازد !! فلان كودك زيبا بر اثر نظر حسود ، مريض شد!! و هزاران قصه كه همه اثبات بر اين است گویا حسد يك اشعه ى غيبي !! ست كه از نگاه فردی صادر شده و بر شخص مطلوب حمله ور می شود و تاروپودش را بهم می ریزد!! در حالیکه در قرآن اثری از این خرافات غیبی !! نیست و اینها جز ساخته و پرداخته ی دشمنان اسلام برای مشغول ساختن و عقب رانی مسلمین نیست. اگر حسد یک اشعه ی فوق العاده قوی ست که ممکن است در اختیار یک انسان عادی باشد آنوقت می بایست ابرقدرتی مثل آمریکا شب و روز بدنبال حسودان قدرتمند در کوچه دهاتهای مسلمین باشند تا بواسطه ی اشعه ی قوی چشمانشان به دشمنانشان حمله کنند !! یا اینکه سازمانهای جهادی بجای تبلیغ و جهاد بروند سراغ پیرزنهای حسود و از آنان بخواهند با یک نگاه تند بر ناوگانهای آمریکا و اسرائیل را آتش زنند !!! الحمدلله که قرآن جاوید ، با افتخار نور دیدگان مسلمین تابنده تر از هر روز است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:49 توسط أمة الله |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
افضل الصلوات علی سیدنا محمد وعلی آله واصحابه احِمعین همایش بزرگ ختم بخاری روز حِهارشنبه۲۷ رحِب مصادف با ۹ مرداد وحِلسه زاهدان۲۸ و۲۹ رحِب مصادف با روزهای ۱۰ و۱۱ مرداد در روزهای پنحِشنبه وحِمعه برگزارمی شود (ان شاء الله)حضور همه ما (اهل سنت) حِهت همبستگی ووحدت اهل سنت ودفاع از علمای بزرگوارمان ضروری است. ( نقل از یک وبلاگ اهل سنت ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:22 توسط عبدالرحمن عمر |
|
|
الحمدلله .... الحمدلله ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 22:47 توسط أمة الله |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
مدتهاست كه در اين دنياى مجازى با قيل و قال افرادى روبرو بوده ام كه قرآن را بمانند كتابى افسانه اى داراى ظاهر و ۸۰ بطن معرفى مى كنند! براستى سبب اين نوع واژه پراکنی به کتاب الله العزیز چیست؟ چرا قرآن را اینچنین با الفاظ و عباراتی یاد می کنند که خداوند سبحانه و تعالی هرگز بدان اشاره نفرموده و بلکه عکس آن الفاظ را ارائه فرموده است؟ خداوند سبحان بارها از آسان نمودن قرآن برای فهم مردمان تذکر فرموده است: وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ . و واقعیت این است که این قرآن را برای یادگیری آسان نمودیم پس آیا پندپذیری هست؟ و خفاشان و شیطانهای شب از ترس اینکه مبادا بندگان خداوند صادقانه سخنان خدایشان را باور کنند ، مرتب از سختى فهم قرآن سخن مى رانند!! و اینکه فقط افرادی تعیین شده توسط خداوند قادر به فهم این قرآن هستند و بایستی منتظر آنان باشیم!! خدايا مرا ببخش كه از سخنانت آنچنان که شایسته است دفاع نکرده ام. خدایا جز به خودت و سخنان شیرین و نورانی ات مشغولم نفرما. خدایا مرا در راه دفاع از سخنانت یاری و مدد فرما. آمیـــــــــــــــن بیایید جان خود را با این آیه ی کتاب الله تازه گردانیم: الحمدلله رب العالمین. خداوند بهترین راه شکر و سپاس را به ما می آموزاند و می فرماید: الحمد ... سپاس حقیقی و شایسته ای که فقط شایسته ی خداوند ، صاحب اختيار كامل جهانيان است. در لغت عرب هرگاه عبارتی با " ال " شروع شود نشانه ی خاص و اهمیت دارد. و عبارت " الحمد " معنایش مانند " حمد" نیست. زیرا حمد یعنی ستودن ، هر نوع ستودنی که امکان دارد دیگران نیز شریک آن صفت شوند و نمونه ى آن به هر كسى تعلق يابد. ولی " الحمد" یک ستایش خاص و منحصر به فرد است که احدی در آن شراکت ندارد. و این نوع ستودن فقط شایسته ی الله تعالی پروردگار عالم است. پس بعد از این احدی را شریک نعمتهای خوب خداوند ندانید. کمک و همراهی احدی از مردمان را در دل آنچنان بزرگ جلوه ندهید که تمام فکر شما متوجه ی مردمان شود و نعمتهای پروردگارتان را به گوشه ی فراموشی سپارید. هرگاه ازبيماری شفا یافتید و دسترسی به پزشک خوب و وسیله ی درمان خوب ، برایتان میسر شد انگاه بیاد آورید که شفادهنده ی حقیقی شما خداست . پس تنها سپاسی خاص شایسته ی خداوند است. دیگر شفای مریض را به غیر او نسبت ندهید که بسیارند افرادی که در میان طبیبان حاذق و با وجود بهترین وسایل علاج و درمان جان می سپارند! پس بگو: الحمدلله رب العالمین.
ادامه دارد ، منتظر باشيد ....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:10 توسط أمة الله |
|
|
الله اکبر و لله الحمد ... گفتم :خدا فراموش کار نیست. گفتید: بله می دانیم! گفتم: خدا شریعتش را در کتابش کامل بیان کرده است. گفتید: نه ! اینطور نیست! گفتم: چرا؟ گفتید: در غدیر خم پامبر حرفی را زد که دین را تکمیل کرد! گفتم: آیا آن حرف " آیه " ای در قرآن است؟ گفتید: نه ! ولی بدون آن دین کامل نیست! گفتم: مگر نشنیده اید که خداوند فرموده است: مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (106) سورة البقرة هرگاه آیه اى را منسوخ کنيم ( حکمش را برداریم )، يا باعث فراموشى آن ( بر زبان و یاد حافظان ) شويم، آیه اى بهتر و يا حداقل مانند آن را مى آوريم. آيا شما اين حقيقت را تشخيص نمى دهيد که خدا قادر مطلق است. گفتم: خداوند هرگز حکم و آیه ای را نه فراموش می کند و نه به فراموشی می سپارد مگر اینکه بهترینش را به ارمغان رسولش برای مسلمین آورد. و خداوند دیگر سخنی از حکمی جدیدتر از آنجه در کتابش هست نیاورده است تا بعدها کسی نگوید: در غدیر آیه ای نازل شد که به وسیله اش دین کامل شد ! آیه ی " من کنت مولاه فعلی مولاه ...." !؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:0 توسط أمة الله |
|
|
السلام عيكم
اين مبحثها را در سايت انجمن اينرنتى مسلمانان شروع كردم: وموضوعات ديگری که به همراه دوستان ادامه دارد .. منتظر همراهی دوستان محترم هستم تا حقیقت زیبای دین آشکارتر شود ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 20:48 توسط أمة الله |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
... ومن اصدق من الله حديثا ... سورة 4 - آية 87 ...و چه کسی راستگوتر از خداوند است ؟.... بارها این سخن را شنیده و خود هم زمزمه کرده ایم ولی هرگاه این سخن را از شخصی شنیدیم كه او هم كيشمان نباشد ، گویا معنایش عوض می شود!! و این حال بسیاری از مسلمین است که سخن خوب را از دوست و هم لباس خود می پسندند ولی غیر آن را هرگز ! گویا میزان خوب و بد ما هستیم و نه سخن ! و الله تعالی ما را به شنیدن سخنها امر می فرماید تا بوسیله ی شنیدن و تدبر بسوی قبول بهترین روانه شویم. أُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ سورة الزمر - الآية ۱۸ بشارت ده به بندگانم همان کسانی که گفتار نیک می شنوند سپس از بهترینش پیروی می کنند همین ها هستند که خداوند راهنمایشان است و همین ها صاحب نیک خردان هستند. بارها در این وبلاگ متواضع برایم تجربه شده که هرگاه از قرآن سخنی آوردم موجب خشم بسیاری شده ام زیرا مرا ابتدا خارج از حدود قبول خودشان دیده و سپس مهر رفض بر کلامم زدند !! و توجه هم ندارند که تنها رشته ی اتصال خدایی ( قرآن ) ما را به تحکیم عادلانه و تعقل می خواند نه تعصب بر اساس موروثات آبا و اجداد! يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ .سورة 5 - آية 8 اى کسانى که ايمان داريد، بايد کاملا ً منصف باشيد و هنگامى که شهادت مى دهيد، خدا را در نظر داشته باشيد. مبادا اختلافى که با بعضى از مردم داريد شما را به بى عدالتى وا دارد. شما بايد کاملا ً منصف باشيد، زيرا پرهيزگارانه تر است. خدا را در نظر داشته باشيد. خدا از آنچه مى کنيد کاملا ً آگاه است. هزاران کتاب به نام فرقه های مختلف منتشر است و هر کس قول خود را بهترین می شناسد در حالیکه زیباترین و آسان ترین قول متعلق به سخنان وحی است که بر قلب محمد صلی الله علیه و سلم نازل شد و بر زبانش جاری گشت و بر دل و زبان اتباع او تا روز قیامت جاری شده باقى ست. ای کاش به جای اتهام و هجوم یکبار دل بی غش به صاحب دلها داده و از او طالب نور و هدایت می شدیم آنگاه سخنان دل ربای یکتا معبود را با گوش جان می شنیدیم و بر زبان دل جاری می کردیم که : الا بذکر الله تطمئن القلوب ... براستی که با یاد یکتا معبود است که دلها آرام می گیرد ... اللهم اهدني و اهدِ بي
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:12 توسط أمة الله |
|
|
سنی نیوز: پژوهشگر ودانشمند شیعه عراقی به نتائجی دست یافته که اختلافات شیعه و سنی را برای همیشه از بین می برد!….یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 21:26 توسط أمة الله |
|
|
الحمدلله .... به سايتها و وبلاگهای اهل تشیع که برویم مرتب با این اصطلاحات معتاد اهل تشیع مواجه می شویم: خانه ی وحی مورد هجوم واقع شد! السلام علیکم ای خاندان رسالت و ای اهل بیت نبوت ! و اینها جزء مثالهای عادی معتاد اهل تشیع است و جزئی از آداب و شعائرشان است! دوستان! آیا وحی رشته ی اتصال بین خالق زمین و آسمان با یک بنده ی زمینی نیست؟ آیا این رشته متعلق و محدود به یک خانه بوده یا متعلق به شخص دریافت کننده ی وحی؟ مسلم است که جواب این است: وحی رشته ی ارتباط بین رسول خداوند سبحانه و تعالی و فرشته ی نازل کننده ی وحی از سوی خالق سبحانه و تعالی ست. و هرجا وحی نازل میشده هدف آن دریافت کننده ی آن یعنی رسول بوده است و نه مکان آن. چه اماکن بسیاری که در آن رسول الله وحی دریافت می داشته است . در سفر در خانه در حال نماز در حال ترتیب دادن صفهای مجاهدین و .... اگر قرار بود مکان دریافت وحی مقدس شمرده شود ، تمامى خاك مكه و مدينه بالاخص خانه و مسجد رسول الله را دربر خواهد داشت. حال ببينيم اهل تشيع به كجا وصف خانه ى وحى مى دهد؟ به خانه ى على بن ابى طالب و فاطمه رضي الله عنهما! نمى دانم اين وصف به چه معناست! آیا بدین معناست که رسول الله می رفته در خانه ی علی و فاطمه منتظر وحی میشده و بعد از دریافت وحی به خانه اش باز می گشته !!؟؟ یا اینکه اصلاً خانه ى على و فاطمه به شكلى دائمى محل نزول وحى بوده و نزول وحى در آن حتى ربطى به رسول الله خاتم النبيين هم نداشته است!!؟؟ در هر دو حال ، اين وصف به خانه ى على و فاطمه ، نشانه ى جهل مركب نامگذاران است! زیرا علی هرگز ادعای رسالت و نبوت نداشته که بر او وحی نازل شود و در قرآن اثری از وحی به او نیست ، حال آنكه از وحى بر مريم و مادر موسى و حتى زنبور عسل سخن آمده است! آيا وحى بر على و فاطمه به اهميت وحى بر زنبور عسل هم نبود كه اشاره اى به آن در قرآن شود!؟ حال بياييد بر سر اصطلاح ديگر اهل تشیع : اهل بیت نبوت و خاندان رسالت ! این اصطلاح هم ریشه اش در اعتقادات اهل تشیع دارد که متوجه ختم نبوت و رسالت نیستند و خیال می کنند این مقام توسط علی به فرزندان و نوادگانشان سرایت کرده و ادامه خواهد یافت!! در حالیکه رسالت یک مقام است که مختص به صاحب خاص خودش که رسول است دارد. و جز رسولان الهی کسی حامل رسالت و نبوت نیستند. پس دیگر خاندان رسالت بی معناست. بهترین اصطلاح این است : خویشان رسول الله . خویشان مؤمن رسول الله كه شامل مؤمنين بني هاشم و نزديكان است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 18:20 توسط أمة الله |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اقایان شیعة بسیار حِانب ادب را نسبت به ام المومنین رضی الله عنها رعایت کرده اند که همه را شرمنده نموده اند (کسانی که نسبت به همسر رسول الله سوء ادب دارند می ایند و از سیده عائشه خرده می گیرند که ایشان در نزد رسول الله بی ادبی می کرده (در هرحال ان عزیزان با این دشمنی های شما و و تهمتهای شما بر درحِات و مقامشان در نزد خداوند افزوده می شود اما پاسخ :این حدیث که آیا شیطانت تو را اغوا کرده اولا ما از شما متن عربی را خواستاریم که بسیار راحتر هست ودر ضمن کسی هم نمیتواندبه میل خود حدیث را به فارسی ترحِمه کند : اولاً رای علمای حدیث در مورد این حدیث (أخذك (وفي رواية ألبسك) شيطانك يا عائشة؟ قلت: فيه سعيد بن محمد بن إبراهيم التيمي. أما أبوه محمد فثقة غير أن ابن أبي حاتم والدارقطني ذكرا أنه لم يسمع من عائشة (العلل5/الورقة99). وأما ابنه (سعيد) فقد حكى يعقوب بن سفيان أن روايته عن أهل الكوفة ليست بشيء. (المعرفة والتاريخ1/426). وذكر الحافظ في التلخيص الحبير 1/121 أن في الحديث أيضا فرج بن فضالة وهو ضعيف) خوب این یک طریق حدیث که مشخص شد طریق بعدی از صحیح امام مسلم رحمه الله (ما کامل حدیث را می آوریم با لفظ (امام مسلم) کاری که کاربر شیعی نکرد و حدیث را بریده آورد تا بتواند خلاصه طعنه ای به سیده عائشه بزند و به قول خودشان صوابی هم ببرد (وفي صحيح مسلم (لقد جاءك شيطانك يا عائشة) حين أصابتها الغيرة. هو في حديث رواه مسلم عن عائشة، قالت: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج من عندها ليلا. قال: فغِرْتُ عليه، فجاء فرأى ما أصنع، فقال: مالك يا عائشة! أَغِرْتِ؟ فقلت: وما ليَ لا يَغارُ مثلي على مثلك؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أقد جاءك شيطانُك؟ فقالت: يا رسول الله أو معي شيطان؟ قال نعم. قلت: ومعك يا رسول الله؟ قال نعم. ولكن الله أعانني عليه حتى أسلم«. وسياق الحديث يأبى الطعن بعائشة فإنها قالت: « أمعي شيطان يا رسول الله؟ فقال نعم. قالت: ومع كل إنسان؟ قال نعم. قالت ومعك يا رسول الله؟ فقال نعم ولكن الله أعانني عليه فأسلم». هذا سياق مسلم بلفظه (4/2618 رقم2815). پس مشخص شد شیطان با همه هست وفقط شامل سیده عائشه نمی شود بلکه رسول الله می گوید شامل من هم می شود همانطور که در حدیث آمده شامل شما اقای فدای ولایت هم می شود . در ضمن در تمام زنان احساس (حسادت) هست و این حِیز طبیعی هست ولی خوب آقایان فقط ماله سیده عایشه را گرفتند دیگر حسادت زنان خود اهل و عیال خود را فراموش کرده اند . واز همه مهمتر این نوع موضوعات در مورد سیدة فاطمه هم افتاده که ایشان هم حسادت کرده اند رضی الله عنها مثال(در بخاری آمده علی رضی الله عنه با دختر ابوحِهل قصد نکاح داشت و سیده فاطمه نگذاشتند به پدر شان شکایت بردند ). وما می گوییم این امری طبیعی هست و نه بر عایشه وفاطمه رضی الله عنهن خرده ای هست). در باب صحیح مسلم که (سیده عایشه پایش را دراز کرده بود بلکه مسئله اینطور هست که پیامبر برای نماز بیدار شده بود در شب و عایشه پایش در سحِده گاه پیامبر بود و شب هم تاریک وقتی پیامبر سحِده می کردند با دست به پای عایشه می زدند که پایش را بردارد واین خود از مسائل فقهی است که ایا لمس زن وضو را باطل می کند یا نه). بنا براین این موضوع و تهمت هم روشن شد. حدیث آخر که آورده اند عایشه به نبی صلی الله علیه وسلم فرمد (آیا فکر می کنی پیامبر خدایی اما پاسخ:أنت الذي تزعم أنك نبي (قول عائشة للنبي) الحديث ضعيف. قال الحافظ الهيثمي « فيه محمد بن إسحاق وهو مدلس وقد عنعنه» (مجمع الزوائد4/322). وهو عين ما قاله الحافظ العراقي في تخريج إحياء علوم الدين (2/43). فالحديث معلول بالعنعنة. والمدلس تقبل روايته إذا كانت بلفظ (حدثني) ولا تقبل إذا قال (عن عن). وإيراد الغزالي لها من جملة ما حشا به كتابه الإحياء من آلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة. وهذه الرواية بذاتها كانت سببا في توجيه نقد أهل العلم إليه. وقد وجه ابن الجوزي نقده إلى الغزالي لإيراده مثل هذا الحديث خاصة وحشو كتابه الإحياء بآلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة عامة. (أنظر صيد الخاطر ص 120). خوب کار شیعه به حِایی رسیده که به کتاب غزالی استناد می کند آن همکتاب احیاء که هزاران حدیث ضعیف و موضوع در آن هست. والله المستعان. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:14 توسط عبدالرحمن عمر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الحمد لله و الصلاة و السلام على خاتم الأنبياء و المرسلين محمد و على آله و أصحابه و من تبعه بإحسان إلى يوم الدين.
دوستان عزيز ، ورود شما را به اينجا خوش آمد مى گويم. خوب، شيرينى و مهمان نوازى من به شما اين آيه ى مباركه ى قرآن است. وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ سورة العنكبوت آية ۶۹ و آن كسانى را كه در راه ما كوشيدند ، به راههاى خود هدايت مى كنيم و براستى كه الله با نيكو كاران است. دوستان ، هدف من جمع شدن بر سر سفره ى مبارك " خداشناسى و توحيد " است. به اين جمع خوش آمديد. |
| آرشیو موضوعی |
|
شرح توحيد و معرفى انواع شرك سيرت جناب رسول الله محمد صلى الله عليه و سلم سيرت ياران رسول الله ( اهل البيت و الصحابه ) ايرادها و شبهات به قرآن و سنت نغمه هاى ايمانى تقارب شيعه و اهل سنت |
| نویسندگان |
|
أمة الله عبدالله محمَد عبدالرحمن عمر طوبى أبوحسين عمر أفغان مسلم |
|
RSS
|